أبو مخنف الأزدي ( مترجم : جواد سليمانى )

79

مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي )

شهادت عبد الأعلى كلبى و عمارة بن صلخب ( 1 ) بعد از قتل مسلم بن عقيل و هانى بن عروة ، عبيد الله بن زياد ، عبد الاعلى كلبى را كه به دست كثير بن شهاب در محله بنى فتيان دستگير شده بود ، طلبيد ، او را آوردند . گفت : جريان [ دستگيرىات ] را براى ما بگو . [ عبد الاعلى ] گفت : خدا سلامتت بدارد ! از خانه بيرون آمده بودم تا ببينم مردم چه مىكنند ! كه كثير بن شهاب مرا دستگير كرد . عبيد الله گفت : به چنين و چنان بايد قسم بخورى كه براى امر ديگرى از خانه بيرون نيامده‌اى ! عبد الاعلى از قسم خوردن خوددارى كرد . [ و عبيد الله يقين كرد كه او مىخواست به يارى مسلم برود لذا ] گفت : او را به گورستان سبيع ببريد و گردنش را قطع كنيد ! [ به دنبال اين دستور ] مأمورين ، عبد الاعلى را بردند و گردنش را قطع كردند . آنگاه عمارة بن صلخب أزدى را بيرون آوردند - وى از كسانى بود كه مىخواست به يارى مسلم برخيزد ولى دستگير شد - او را نزد عبيد الله آوردند ، گفت : از كدام قبيله‌اى ؟ [ عمارة ] گفت : از أزد ، [ آنگاه عبيد الله بدون اينكه به سؤالش ادامه دهد ] گفت : او را نزد قومش ببريد و گردنش را در ميانشان قطع كنيد . « 1 » دستگيرى مختار ( 2 ) وقتى آفتاب بالا آمد [ و روز شد ] درب [ قصر ] عبيد الله بن زياد بازشد ، و به مردم اجازهء ورود داده شد ، مختار هم در ميان واردين داخل [ قصر ] شد ، عبيد الله او را

--> ( 1 ) تاريخ طبرى ، 5 / 379 ، ادامه خبر عون بن أبى جحيفه .